رشد فردی و توسعه مهارتهای ارتباطی | محمدحسین اموری
چطور با گیشگالوپ و شارلاتانها مقابله کنیم؟
مهارت بازداری شناختی و روش درستِ مطالبهگری
برای شروع، بخش شارلاتان از کتاب “از روان تا بیان” رو بخونین و بعد به توضیحاتم با تمرکز کامل دقت کنین!
شارلاتان (ص ۱۴۱)
اگه به اخبار و حواشی این روزهای دنیا توجه کرده باشین متوجه
تکنیک مهمی در خبر پراکنی شدین: دروغ پشت دروغ. یعنی اینقدر
دروغ بگو که فرد مقابل فرصت پاسخ دادن نداشته باشه.
یوگنی اسکات جامعهشناس آمریکایی در سال ۱۹۹۴ اسم «گیش گالوپ»
رو برای این تکنیک انتخاب کرد. این نام از اسم سیاستمدار آمریکایی دوان
گیش گرفته شده که در مناظرهها، بهطور پیدرپی استدلالهای بیمبنا
رو مطرح میکرد و فرصت پاسخگویی رو به طرف مقابل نمیداد.
تو این روش مخاطب با سیلی از استدلالهای سخیف، اطلاعات نیمه
درست و دروغ مواجه میشه و زمان کافی برای پاسخ یک به یک به
دروغها رو نداره. اگر هم بخواد پاسخ بده با دروغهای بعدی و بعدی
روبهرو میشه. هدف این روش هم ایجاد خشم، از کوره در رفتن و به
بیراهه بردن مخاطبه.
– تو این ۶ ماه سه تا وام گرفتی!
– نه اونجوری که فکر میکنی نیست. راستش…
– خب با همین وامها هفتهی پیش خونه نخریدی؟
– وام چیه ؛از سازمان طلب داشتم. اون خونهها هم…
– خب تو که هنوز عضو رسمی سازمان نیستی. تازه حواله ی خودروی پارسال رو هم نباید بهت میدادن!
– کدوم حوالهی خودرو؟ من ماشینم رو از…
– راستی با این وضع چجوری هر سه تا بچههات رو دانشگاه پولی فرستادی؟
– کی گفته هر سهتا دانشگاه میرن؟ فقط…
دروغ پشت دروغ، شکل دیگه ای هم داره. حرف پشت حرف!
تو سالهایی که خونه اجاره میکردم، با تعداد زیادی مالک روبهرو شدم که به محض اطلاع از شغل و فعالیتم شروع میکردن به حرافی و پرگویی دربارهی مجریها و رسانه. نتیجهی این عمل هم شکلگیری گفتوگوی چالشی، و در نهایت غفلت من از مشکلات خونه بود. در آخر امضا میکردم، کلید رو تحویل میگرفتم و جلسه کاملاً دوستانه به پایان میرسید. بعدها و با دیدن نقصهای مختلف آپارتمان و زیر بار نرفتن صاحبخونه متوجه میشدم که در روز عقد قرارداد، بازی جالب و ناجوانمردانهای خوردم.
حتماً میدونین که سانسور در گذشته به معنی نشون ندادن و حذف کردن بود. به این شکل که تصویر، خبر و یا رویدادی از چشم و گوش شما پنهون میشد تا هیچ وقت به اصل ماجرا پی نبرید. اما در عصر حاضر که توان پنهان سازی رویدادها و اخبار وجود نداره، سانسور به این شکل انجام میشه که انبوهی از اطلاعات با برنامهای قبلی به سمت شما روانه میشه تا خبر و اتفاق اصلی در اونها گم بشه و ناپدید! به خاطرات من دربارهی بعضی از مالکها برگردیم. آیا توضیحات اضافه و حرف زدنهای بیهوده، نوعی از سانسور نیست؟ آیا قرار نیست با غرق شدن من در گفتگو، چیزهایی از چشمم پنهون بمونه که به ضرر صاحبخونه هستن؟
شما برای درگیر نشدن و لطمه نخوردن از سانسور، که در دو روش دروغ پشت دروغ و حرف پشت حرف نمایان میشه، یک انتخاب دارین: الک کردن.
از همین لحظه به ذهنتون عادت بدین که برای جملههای اضافه، بیفایده و خارج از مسیر اصلی گفتگو، اهمیت زیادی قائل نشه. بهش یاد بدین که تمرکز رو از دست نده و به چیزی بپردازه که مهمترین و اصلیترین مسئلهست. باید سعی کنین مهارت «بازداری شناختی» رو بهبود ببخشین و افزایش بدین. بازداری شناختی یعنی مقاومت کردن در برابر دخالت اطلاعات نامربوط. این مهارت باعث میشه که توانایی پردازش اطلاعات رو بدست
بیارین. طبیعتاً وقتی اطلاعات به درستی پردازش بشن، ذهن اجازه ی ورود و ذخیره ی اطلاعات نامربوط و اضافی رو نمیده.
حتماً تو اولین فرصت مناظرات انتخاباتی چند دورهٔ اخیر ریاست جمهوری ایران رو تماشا کنین و ببینین سیاستمدارها چطور با غرق شدن در یک موضوع فرعی و تلاش برای پاسخ دادن به اون افترا زمان، انرژی و تسلط خودشون رو از دست میدن و عملاً با فریب خوردن از فرد مقابل و ذهن خودشون بازنده ی مناظره میشن.
بهخاطر بسپرین که این روش یک تله برای به دام انداختن و دور کردن شما از بحث اصلیه. پس فرد مقابل با علم به اهدافش، هیچ توضیحی رو نمیپذیره و بر طبل قانع نشدن میکوبه. در نتیجه دفاع کردن در برابر تهمت، در اون موقعیت، کاری عبث و نافرجامه و تنها حاصلش، محقق شدن هدف تهمتزنندهست. میدونین دیگه، آدم خواب رو میشه بیدار کرد اما اونی که خودش رو به خواب زده، هرگز نمیتونین بیدار کنین.
پیشنهاد میکنم تو موقعیتهای مشابه با یک جمله ی کلی، به طور موقت کار رو به پایان برسونین و بیدرنگ به موضوع اصلی بپردازین. یادتون باشه که برای چه هدفی اونجایین. هروقت ذهنتون به پاسخ دادن و دفاع کردن علاقه داشت، با خودتون بگین: آیا توضیح من در این شرایط، نتیجهای داره؟ من رو به اهدافم در گفتگو نزدیک میکنه؟ نه؟ پس ازش عبور میکنم و به کارم ادامه میدم.
در ابتدا یک جمله ی کلی قاطع و بعد، ادامه ی صحبت اصلی:
* من این ادعای شما رو رد میکنم و حتماً تو فرصت مناسب دربارهش حرف میزنم.
اما درباره ی موضوع صحبتمون باید بگم که…
* این گفته ی شما فقط یه ادعاست و واقعیت نداره، امیدوارم براش توضیح لازم رو داشته باشین. اما در ادامه ی موضوع مورد بحثمون باید بگم که…
راستی اگه بهتون بگم: دانشمندها به این نتیجه رسیدن که بیش از ۹۹ درصد اطلاعات رسیده به دستگاه عصبی مرکزی انسان بیاهمیته و کنار گذاشته میشه، بازم به هر چیزی واکنش نشون میدین و خودتون رو به دام میندازین؟
📌خوندین؟ دیدین بعضیا چطوری با انواع روش ها، شما رو از مطالبه و حرف اصلیتون دور میکنن تا نه تنها به خواسته تون نرسین بلکه درگیر افکار جدید و بی فایده ی بعدی بشین؟
اول باید بپذیریم که شارلاتان ها، همه جا هستن و اگه واقعا قصدشون پرداخت نکردن پول شما باشه، به راحتی با امروز و فردا کردن، کارو به قیام و قیامت میکشونن. اما اگه نیت بدی نداشته باشن، بهترین کار، نپرداختن به موضوعات فرعی گفتگوئه. باید یاد بگیری، حتی اگه بدترین تهمت ها و جملات رو شنیدی، ازشون عبور کنی و دوباره درخواستت رو تکرار کنی. در نهایت یه بازه ی زمانی تعیین کنی. بازه ای که نه خیلی زود باشه (همین فردا) و نه خیلی دیر(دو ماه دیگه)!
بدهکار، باید این ضرب العجل و نیاز مبرم تورو حس کنه.
میتونی اون مطالبه رو به یه کار مهم و حیاتی گره بزنی تا بدونه تو چه برهه ای قرار داری و انجام نشدن اینکار، میتونه چه تبعاتی برای هر دوی شما داشته باشه. مثل بگی برای پرداخت رهن خونه ت در فلان تاریخ، حتما به این پول نیاز دارم
یا دو هفتهی دیگه عمل جراحی دارم و فقط روی این پول حساب باز کردم…
شاید الان با خودت بگی چرا باید برای گرفتن پول خودم، اینهمه برنامه بچینم و توضیح بدم؟
جوابش روشنه: چون تو با یه فرد شارلاتان روبرو هستی که هم بارها خلف وعده کرده و هم با سیاست گفتاریش، تورو بدهکار نشون میده و شرمنده ت میکنه.
در آخر هم تا قبل از رسیدن به روز موعود، یکی دوبار پیگیری و یاداوری کن. امیدوارم بدون درد و خونریزی پولت رو پس بگیری و به حقت برسی.❤️ آبان ۴۰۴ 🍁



